نور الدين علي بن أحمد السمهودي ( مترجم : سيد كمال حاج سيد جوادى )
59
خلاصة الوفا بأخبار دار المصطفى ( ص ) ( اخبار مدينه ) ( فارسى )
- عليه السلام - آمدند ، آن حضرت چون ايشان را ديد گفت : يا بنىالحارث چه حال است شما را ؟ گفتند : يا رسول اللَّه ما را اين تب به اين حال رسانيده است . پس آن حضرت فرمودند كه كجاييد شما از صعيب ، پس ايشان پرسيدند ما چه كنيم به صعيب ؟ فرمود كه بگيريد از خاك آن وآن خاك را در آب كنيد ويكى از شما در وى تفل « 1 » كند وبگويد : « بِسْمِ اللَّه تُرابُ ارْضِنَا بِرِيْقِ بَعْضِنَا شِفاء لِمَريِضِنَا بِاذْنِ رَبَّنا » پس كردند ايشان امتثال وخلاصي يافتند از آن بليّه ؛ ونكال تفل عبارت از نفخى « 2 » است به اندك آب دهن ، چنان كه دعا خوانان بعد از دعا مىدمند وصعيب عبارت از وادى بطحانست كه پايان ماجشونيّه است وآن باغي است معروف به مدّشونيّه ودر آنجا مغاكى است كه مردم از آنجا به جهت معالجه واستشفا خاك برمىدارند وبه جايها مىبرند فايده . صاحب تاريخ مىگويد : « آن موضع مأثور شده است از سلف . » يعنى متأخّرين از متقدّمين شنيده وديدهاند وآن [ 9 - ب ] محل مُقرّر ومعين شده است وجماعتى از علما نيز از آنجا تجربه كردهاند وصحت آن موضع بر ايشان معلوم شده ومن نيز غلامي داشتم مريض كه قريب يك سال تب داشت چون آب آن خاك را خورانيدم در همان روز تب از أو منقطع شد وبعضي گفتهاند آن خاك را در آب مىبايد كرد وبه آن آب از تب غسل نمود . وصاحب تاريخ مىگويد : « سزاوار آن است كه همچنان كه از آن حضرت - صلى اللَّه عليه وآله وسلم - وارد شده عمل نمايد وبعد از آن غسل كند « 3 » . » يعنى همچنان كه الآن مذكور شد خاك آن موضع را در آب كند وبعد از آن در وى تفل كند وبعد از آن بخورد وغسل كند تا جمع كرده باشد ميان فرمودهء آن حضرت - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - وخوردن وغسل كردن كه تجربهء علماست .
--> ( 1 ) - تفل : خدو انداختن وافكندن چيزى از دهان . ( 2 ) - ل : نفحى . ( 3 ) - ل : كرد .